ناصر الدين شاه قاجار

203

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

از حوض سلطان به پل دلاك برود از كناره درياچه بايد حركت نموده دور بزند تا به پل دلاك برسد و البته ده فرسنگ بيشتر مسافت دارد راهى كه اكنون بقم ميرود در سمت مغرب درياچه واقع است و از علىآباد كه تازه احداث و آباد شده است ميگذرد ، از درياچه تا جاده جديد نيم فرسنگ و در بعضى جاها يك فرسنگ بيشتر مسافت ندارد . آب درياچه شور و تلخ است و رنگ آب كبود و با تلاءلو است وقتى كه باد ميوزد درياچه موجهاى قشنگى دارد و بواسطه امواج در ساحل درياچه كف ديده مىشود . سواحلى كه در سمت علىآباد و كوشك نصرت ملاحظه شد همه‌جا اسب به كناره دريا ميرود و تا صد قدم هم اسب ميتواند داخل درياچه شود چون زمين شن بوم است پاى اسب و عراده كالسكه فرو نميرود اما اطراف ديگر درياچه چون به نظر نرسيد معلوم نشد چه حالت دارد ، اسب به كناره‌اش ميتواند برود يا نميتواند . اين فقره نيز معلوم نشد كه در اين درياچه بواسطه اين رودخانه‌ها تا كنون توليد ماهى شده است يا نه در كناره كه حكم شد طور انداخته چيزى نداشت در وسط هم بواسطه نبودن قايق معلوم نشد ولى چون رودخانه ساوه و قم و شور داراى ماهيهاى بسيار است البته در اين درياچه هم بايد يافت شود و توليد خواهد شد . سواحل درياچه از همه طرف مسطح و هموار است و در اين فصل كه اوايل بهار است زمينها همه مملو از لاله قرمز و گلهاى زرد و سفيد و انواع رياحين و بوته‌هاى بزرگ است ، تمام اين صحارى و اطراف درياچه مراتع شتران گلائى دولت است و در اين فصل بهار قريب به ده هزار شتر گلائى است كه در اين صحرا چرا مينمايند و كم كم كه هوا گرم مىشود به طرف ييلاقات ساوه و خرقان ميروند . در اين ايام كه اغلب شترها زائيده بودند خضارت صحرا و طراوت